6 تفاوت اساسی UI و UX

تفاوت بین UI و Ux چیست؟

6 تفاوت اساسی UI و UX

تا حالا شده با یه اپلیکیشن یا وب‌سایت کار کنی و با خودت بگی «یا خدا، چه رنگ‌بندی زشتی!» یا «این دکمه رو چرا اینقدر کوچیک ساختن؟». اینا معمولاً واکنش‌های ما به UI هستن. حالا، تا حالا شده با یه اپ دیگه کار کنی و انقدر همه‌چی روون و منطقی باشه که اصلاً نفهمی چطور ۳ ساعت گذشت؟ یا برعکس، انقدر ثبت‌نام کردن تو یه سایت برات سخت و عذاب‌آور باشه که کلاً بی‌خیالش بشی؟ اینا همش برمی‌گرده به UX.

دنیای طراحی دیجیتال پر از کلمات اختصاریه، اما هیچ‌کدوم به اندازه UI و UX همه‌گیر و در عین حال، بدفهمیده نشدن. خیلی‌ها (حتی بعضی از شرکت‌ها!) این دوتا رو جای هم به کار می‌برن، یا فکر می‌کنن یه نفر که UI بلده، اتوماتیک UX هم بلده. این بزرگترین اشتباه ممکنه! اگه بخوایم خیلی خودمونی بگیم، UI و UX مثل دوتا بال یه پرنده‌ان. برای پرواز به هردوشون نیاز داری و کار یکیشون، کار اون یکی نیست.

تفاوت‌های UI و UX

تو این مقاله، ما قرار نیست فقط دوتا تعریف خشک و خالی بهت بدیم. قراره یه شیرجه عمیق بزنیم تو دنیای این دوتا مفهوم. اول به زبون ساده می‌گیم هرکدوم دقیقاً چی‌ان، و بعدش ۶ تا فرق بین UI و UX رو کالبدشکافی می‌کنیم. همچنین به یک سوال مهم هم جواب می‌دیم: «طراح UI/UX باید کد بزنه یا نه؟». پس اگه می‌خوای یه بار برای همیشه این قضیه رو ببندی، جای درستی اومدی.

UI چیست؟ User Interface یا «رابط کاربری»

بذارید با یه مثال شروع کنیم. یه ماشین اسپرت خفن مثل فراری رو تصور کنید. UI یا «رابط کاربری»، همه‌چیزهاییه که تو می‌بینی و لمس می‌کنی. رنگ قرمز جیغ بدنه، چرم دست‌دوز صندلی‌ها، شکل فرمون، طراحی خوشگل دکمه‌های روی داشبورد، اون صفحه کیلومترشمار دیجیتالی خفن، فونتی که سرعت رو نشون می‌ده، و حتی صدای «کلیک» لذت‌بخش دستگیره در. UI یعنی «ظاهر و حس لمسی» ماجرا.

تو دنیای دیجیتال (وب‌سایت و اپلیکیشن)، UI دقیقاً می‌شه رنگ‌بندی : پالت رنگی که استفاده شده (چرا دکمه «خرید» سبزه؟). تایپوگرافی : چه فونتی، با چه اندازه‌ای، با چه فاصله‌ای استفاده شده. چیدمان (Layout) : اینکه لوگو کجاست، منو کجاست، محتوا کجاست. عناصر بصری : آیکون‌ها، عکس‌ها، دکمه‌ها، اسلایدرها. انیمیشن‌های خرد (Micro-interactions) : وقتی روی دکمه لایک می‌زنی و یه انیمیشن قلب کوچولو پرواز می‌کنه، اون یه UI جذابه.

اشتباه رایج : خیلیا فکر می‌کنن طراح UI (یا UI Designer) یه گرافیسته که فقط بلده چیزای خوشگل بسازه. واقعیت خوشگلی بخشی از UI هست، نه همه‌اش. کار اصلی طراح UI «شفافیت» و «هدایت» کاربره. اون دکمه خرید باید جوری باشه که کاربر بفهمه این دکمه‌ است و باید روش کلیک کنه. طراح UI باید یه «زبان بصری» (Visual Language) یکپارچه خلق کنه. اینکه دکمه‌های تایید تو همه‌جای اپ، یه شکل و یه رنگ باشن. این کار با ساختن یه «سیستم طراحی» (Design System) انجام می‌شه.

و اما اون سوال مهم : طراح UI با چی کار می‌کنه؟ فتوشاپ؟ نه! دوران فتوشاپ برای طراحی UI تموم شده. فتوشاپ برای «عکس» بود. ابزارهای مدرن UI و UX (مخصوصاً UI) اینا هستن:

۱. Figma (فیگما) : پادشاه بی‌چون و چرای حال حاضر. همه‌کاره، تحت وب و عالی برای کار تیمی.
۲. Sketch (اسکچ) : غول قبلی که هنوزم خیلیا (مخصوصاً تو مک) ازش استفاده می‌کنن.
۳. Adobe XD (ادوبی اکس‌دی) : رقیب ادوبی برای فیگما.

پس UI، لایه «بصری» و «تعاملی» محصوله.

UX چیست؟ User Experience یا «تجربه کاربری»

خب، برگردیم به همون فراری. UX یا «تجربه کاربری»، دیگه ربطی به رنگ قرمز ماشین یا چرم صندلی نداره. UX اینه : «وقتی می‌شینی تو ماشین، آیا حس می‌کنی پادشاه جاده‌ای؟»، «آیا دنده جوری قرار گرفته که دستت راحت بهش برسه؟»، «آیا وقتی پاتو می‌ذاری رو گاز، اون شتابی که انتظار داشتی رو بهت می‌ده؟»، «آیا حس «امنیت» می‌کنی یا حس می‌کنی الان کنترل ماشین از دستت در می‌ره؟»، «آیا پروسه بنزین زدن بهش عذاب‌آوره؟»

cover penetration specialis

متخصص تست نفوذ

از کنجکاوی هک تا کسب درآمد به عنوان یک متخصص دوره تست نفوذ نابغه‌ها، نقطه شروع قطعی شما برای ورود به...

مشاهده دوره

UX یعنی «سفر» و «احساس» کاربر. این یه «حس» کلیه که از قبل، حین، و بعد از استفاده از محصول به کاربر دست می‌ده. «دان نورمن» (Don Norman)، کسی که رسماً این اصطلاح رو تو دهه ۹۰ تو شرکت اپل ابداع کرد، می‌گه UX همه‌چیزه. از لحظه‌ای که جعبه آیفون رو باز می‌کنی، اون حس باز شدن جعبه، تا اولین باری که روشنش می‌کنی، تا وقتی که بعد از ۵ سال می‌خوای بندازیش دور. همه‌ اینا «تجربه کاربری» هستن. یه طراح UX (یا UX Designer) اصلاً با رنگ و فونت کاری نداره. اون مثل یه «کارآگاه» یا «روانشناس» عمل می‌کنه. کارش اینه که به ۴ تا سوال اساسی جواب بده :

۱. آیا محصول «مفید» (Useful) هست؟ آیا اصلاً کسی به این چیزی که ما ساختیم نیاز داره؟ (این همون User-Centered Design یا UCD هست).

۲. آیا «قابل استفاده» (Usable) هست؟ آیا کاربر می‌فهمه چطور باید ازش استفاده کنه؟ آیا می‌تونه کارش رو راحت انجام بده؟ (مثلاً راحت بتونه اطلاعاتش رو ویرایش کنه).

۳. آیا «خواستنی» (Desirable) هست؟ آیا کاربر از کار کردن باهاش «لذت» می‌بره؟ آیا حس خوبی بهش دست می‌ده؟ (اینجا UI و UX همپوشانی پیدا می‌کنن).

۴. آیا «قابل دسترس» (Accessible) هست؟ آیا یه فرد نابینا یا کم‌توان هم می‌تونه از این محصول استفاده کنه؟

اشتباه رایج : خیلیا فکر می‌کنن UX یعنی چندتا «وایرفریم» (Wireframe) یا نقشه ساده سیاه و سفید از سایت. واقعیت : وایرفریم فقط یکی از ابزارهای طراح UX هست. کار اصلی طراح UX، «تحقیق» کردنه. اون می‌ره با کاربرای واقعی مصاحبه می‌کنه، «پرسونا» (Persona) یا شخصیت‌های خیالی از کاربران هدف می‌سازه (مثلاً: «علی، ۲۵ ساله، دانشجو، کم‌حوصله»)، «نقشه سفر کاربر» (User Journey Map) می‌کشه تا ببینه علی از کجا میاد و به کجا می‌خواد برسه، و تو این مسیر چه حس‌هایی داره (کجاش خوشحاله، کجاش عصبی می‌شه). پس UX، «نقشه راه» و «منطق» پشت محصوله.

6 تفاوت اساسی UI و UX

حالا که تعریف‌ها رو می‌دونیم، بریم سراغ ۶ تا فرق بین UI و UX که دیگه هیچ‌وقت یادتون نره.

تفاوت اول : هدف (UI «چه شکلیه؟» در مقابل UX «چطور کار می‌کنه؟») این اساسی‌ترین تفاوته. هدف نهایی طراح UI اینه که یه خروجی «بصری» زیبا، شفاف و جذاب تحویل بده. اون با «ظاهر» سروکار داره. سوالش اینه: «آیا این دکمه به اندازه کافی واضح هست؟»، «آیا این پالت رنگی حس درستی رو منتقل می‌کنه؟».

هدف نهایی طراح UX اینه که یه «سفر» منطقی، روان و لذت‌بخش خلق کنه. اون با «منطق» سروکار داره. سوالش اینه: «آیا کاربر اصلاً به این دکمه در این صفحه نیاز داره؟»، «آیا پروسه ثبت‌نام ۳ مرحله‌ای نیست و کاربر رو خسته نمی‌کنه؟». یه UI عالی می‌تونه یه UX افتضاح رو بپوشونه (مثل یه جعبه کادوی خیلی خوشگل که توش یه آجر پاره است). و یه UX عالی هم می‌تونه با یه UI زشت خراب بشه (یه اسباب‌بازی خیلی خفن که تو یه کیسه زباله کادوپیچ شده).

UI و UX

تفاوت دوم : اسکوپ و گستردگی (بخشی از کل در مقابل کل فرآیند) اینجا فرق بین UI و UX خیلی خوب مشخص می‌شه. UI یه بخش کاملاً مشخص از فرآینده. اسکوپش محدوده به «صفحه نمایش» (The Screen). طراح UI مسئول تمام چیزهاییه که کاربر مستقیماً باهاشون تعامل می‌کنه (دکمه‌ها، منوها، فرم‌ها). UX اما اسکوپش «کل محصول» و حتی فراتر از اونه.

تجربه کاربری از لحظه‌ای شروع می‌شه که کاربر تو گوگل سرچ می‌کنه و با تبلیغ شما مواجه می‌شه، میاد تو سایت، ثبت‌نام می‌کنه، خرید می‌کنه، بسته‌اش به دستش می‌رسه، و اگه به مشکل خورد، با پشتیبانی تماس می‌گیره. تمام این مسیر، «تجربه کاربری» هست. به همین دلیله که یه مفهوم بزرگتر به اسم CX (Customer Experience) یا «تجربه مشتری» هم داریم که دیگه واقعاً همه‌چیز (از اپلیکیشن گرفته تا رفتار پیک و کارمند فروشگاه) رو شامل می‌شه. UX یه بخش خیلی بزرگ از CX هست.

تفاوت سوم : فرآیند کاری (طراحی در مقابل تحقیق) یه فرانت اند دولوپر یا مدیر پروژه می‌تونه این دوتا طراح رو از روی کارهایی که اول انجام می‌دن، تشخیص بده. طراح UI کارش معمولاً بعد از طراح UX شروع می‌شه. اون وایرفریم‌های بی‌روح و سیاه و سفید UX رو می‌گیره و بهشون «جون» می‌ده. رنگ اضافه می‌کنه، فونت انتخاب می‌کنه، آیکون طراحی می‌کنه و اون «سیستم طراحی» (Design System) رو می‌سازه. خروجی نهایی‌اش یه «ماکاپ» (Mockup) یا «پروتوتایپ» (Prototype) باکیفیت و پیکسل‌پرفته است.

طراح UX کارش از قبل از همه‌چیز شروع می‌شه. اون با «تحقیق» (Research) شروع می‌کنه. با کاربرها حرف می‌زنه، رقبا رو آنالیز می‌کنه، «پرسونا» می‌سازه، «نقشه سفر» (Journey Map) می‌کشه، و بعدش یه «وایرفریم» (Wireframe) یا «نقشه معماری اطلاعات» (IA) می‌سازه که فقط ساختار و اسکلت رو نشون می‌ده.

تفاوت چهارم : ابزارهای مورد استفاده (فیگما در مقابل میرو) همونطور که کارشون فرق می‌کنه، ابزارهاشون هم فرق می‌کنه. ابزارهای اصلی طراح UI: تمرکز روی «طراحی بصری» و «پروتوتایپینگ» دقیق. میشه Figma (پادشاه)، Sketch ,Adobe XD ابزارهای انیمیشن مثل Rive (که اتفاقاً با فلاتر ساخته شده!)

ابزارهای اصلی طراح UX: تمرکز روی «تحقیق»، «همکاری» و «تست». میشه Miro / FigJam (برای طوفان فکری و کشیدن نقشه سفر), UserTesting.com / Maze (برای تست کردن طرح‌ها روی کاربر واقعی) , Google Analytics (برای دیدن رفتار کاربر در حال حاضر) و البته خودکار و کاغذ! (برای کشیدن سریع وایرفریم)

6 تفاوت اساسی UI و UX

تفاوت پنجم : سوالاتی که می‌پرسن (چه؟ در مقابل چرا؟) این یه راه ساده برای فهمیدن فرق بین UI و UX هست. طراح UI می‌پرسه: «چه رنگی برای این دکمه هشدار بهتره؟ قرمز یا نارنجی؟»، «چطور این منو رو انیمیت کنیم که جذاب‌تر باشه؟»، «آیا این فونت خوانا هست؟». طراح UX می‌پرسه: «چرا کاربر اصلاً باید روی این دکمه کلیک کنه؟»، «آیا اصلاً به این صفحه نیاز داریم یا می‌تونیم پروسه رو کوتاه‌تر کنیم؟»، «کاربر قبل از رسیدن به این صفحه کجا بوده و بعدش می‌خواد چیکار کنه؟».

تفاوت ششم : خروجی نهایی (سیستم طراحی در مقابل نقشه سفر) وقتی پروژه تموم می‌شه (که البته هیچ‌وقت تموم نمی‌شه!)، این دو نفر دو نوع خروجی متفاوت تحویل می‌دن. خروجی طراح UI: یه «سیستم طراحی» (Design System) یا «راهنمای استایل» (Style Guide) کامل. یه کتابچه قانون بصری که می‌گه: دکمه‌هامون این شکلی‌ان، رنگ‌هامون اینان، فونت‌هامون اینان. این به توسعه‌دهنده‌ها (مخصوصاً فرانت اند دولوپر ها) کمک می‌کنه که محصول یکپارچه بمونه. خروجی طراح UX: یه «نقشه سفر کاربر» (User Journey Map)، مجموعه‌ای از «پرسونا»های تایید شده، «وایرفریم»های تست‌شده، و «گزارش‌های تحقیق کاربری» (Usability Reports). اینا اسنادی هستن که «چرا»ی محصول رو به تیم نشون می‌دن.

cover dart 344x408 1

آموزش برنامه نویسی دارت

آموزش زبان برنامه نویسی دارت؛ از صفر تا حرفه‌ای وقتی میای تو این صفحه، می‌دونم دنبال یه چیزی بیشتر ا...

مشاهده دوره

آیا طراح UI/UX باید کدنویسی بلد باشد؟

خب، رسیدیم به اون سوال ترسناک که همه‌جا بحثش داغه. آیا یه طراح UI و UX باید کدنویسی (HTML, CSS, JavaScript یا حتی فلاتر) بلد باشه؟ پاسخ کوتاه: نه، الزامی نیست. اما…

بیاید این دوتا رو جدا کنیم. برای طراح UX : جواب قاطعانه «نه» است. کار طراح UX «تحقیق روانشناسی» و «درک انسان» هست. اون باید بدونه «چطور» یه آدم فکر می‌کنه، نه «چطور» یه <div> وسط‌چین می‌شه. اگه یه طراح UX وقتش رو بذاره JS یاد بگیره، بهتر بود همون وقت رو می‌ذاشت یه کتاب روانشناسی شناختی می‌خوند.

برای طراح UI : جواب یه کم پیچیده‌تره: «نه، ولی…». طراح UI مجبور نیست کد بزنه. اما یه طراح UI که درک خوبی از محدودیت‌های HTML/CSS داره، ۱۰ قدم از بقیه جلوتره. چرا؟ چون طرحی نمی‌ده که «غیرقابل پیاده‌سازی» باشه. اون می‌دونه که انیمیت کردن فلان چیز چقدر برای فرانت اند دولوپر هزینه داره. اون می‌دونه «ریسپانسیو» شدن یعنی چی و طرحی می‌زنه که می‌شه راحت تو موبایل جمعش کرد. پس: طراح UI نیازی به کد زدن نداره، ولی نیاز به درک کد داره.

تفاوت‌های UI و UX

و اما… تولد یک «تک‌شاخ» : مهندس UX (UX Engineer) این همون نقشیه که خیلی مهمه (UXE). تو دنیای مدرن (مخصوصاً تو شرکت‌های بزرگی مثل گوگل)، یه نقش جدید و به شدت پردرآمد به وجود اومده به اسم UX Engineer. این آدم کیه؟ یه «تک‌شاخ»! یه موجود افسانه‌ای که هم چشم طراح UI رو داره، هم مغز متفکر طراح UX رو، و هم دست‌های یه فرانت اند دولوپر رو. این آدم همون کسیه که می‌تونه تو فیگما یه پروتوتایپ خفن بزنه، بعدش بره تو VS Code و همون رو با کد واقعی پیاده کنه.

اینجا دقیقاً جاییه که فلاتر (Flutter) می‌درخشه. فریمورک‌هایی مثل فلاتر (یا تو دنیای وب، React/Vue) دقیقاً برای این آدم‌ها ساخته شدن. فلاتر به خاطر «سیستم ویجتی» و «Hot Reload» جادوییش، بهشتِ مهندس‌های UX هست. چون بهشون اجازه می‌ده یه طرح UI که تو فیگما زدن رو پیکسل به پیکسل، دقیقاً همون‌طور که می‌خواستن، تو کد واقعی پیاده کنن و همون لحظه نتیجه‌اش رو ببینن. فلاتر اون شکاف بین «طراحی» و «کد» رو به حداقل رسونده.

پس اگه می‌خوای یه طراح UI/UX معمولی باشی، نگران کد نباش. ولی اگه می‌خوای یه «تک‌شاخ» گرون‌قیمت باشی، یادگرفتن یه فریمورک UI-محور مثل فلاتر می‌تونه برگ برنده تو باشه.

آموزش کامل فریم ورک فلاتر

آموزش فریم‌ورک فِلاتر

آموزش فلاتر !! می‌دونم چرا اینجایی. احتمالاً سرت از دست اطلاعات ضد و نقیض در مورد برنامه‌نویسی موبای...

مشاهده دوره

جنگل کلمات اختصاری (IA, IxD, CX)

دنیای UI و UX انقدر بزرگ شده که خودشم بچه‌دار شده :

IA (Information Architecture) – معماری اطلاعات : اگه UX «نقشه سفر» باشه، IA «نقشه ساختمون» هست. IA جواب این سواله: «اطلاعات چطور دسته‌بندی بشن؟». اینکه دکمه «پروفایل» باید تو منوی اصلی باشه یا تو منوی تنظیمات؟ اینکه تو سایت دیجی‌کالا، «لوازم خانگی» زیرمجموعه «کالای دیجیتال» باشه یا یه دسته جدا باشه؟ IA یعنی چیدن قفسه‌های یه فروشگاه بزرگ. یه IA بد، یعنی کاربر هیچ‌وقت شامپویی که می‌خواد رو پیدا نمی‌کنه.

IxD (Interaction Design) – طراحی تعامل : اگه UI «ظاهر» دکمه باشه، IxD «رفتار» دکمه است. IxD یعنی طراحی «رقص» بین کاربر و محصول. وقتی کاربر روی دکمه «حذف» می‌زنه، آیا همون لحظه حذف می‌شه؟ یا یه پیغام «آیا مطمئنید؟» میاد؟ وقتی صفحه رو می‌کشی پایین (Pull to Refresh)، چه انیمیشنی نشون داده می‌شه؟ این «گفتگوی» بی‌کلام بین سیستم و کاربر، کار طراح تعامله.

CX (Customer Experience) – تجربه مشتری : این همون «بابابزرگ» UX هست. CX یعنی کل تجربه‌ای که مشتری با برند تو داره. UX معمولاً محدود به «محصول دیجیتال» (اپ یا سایت) می‌شه. اما CX شامل تجربه تماس با پشتیبانی تلفنی، برخورد پیک، کیفیت بسته‌بندی، و حتی دیدن تبلیغ تو بیلبورد هم می‌شه. فرق بین UI و UX و CX مثل فرق بین «اتاق»، «خونه» و «کل شهر» هست.

آینده UI/UX – هوش مصنوعی و طراحی حسی

دنیای UI و UX ثابت نمی‌مونه. اگه می‌خوای وارد این حوزه بشی، باید بدونی آینده به کدوم سمته :

۱. هوش مصنوعی (AI) به عنوان دستیار : نه، AI قرار نیست جای طراحا رو بگیره. قراره «دستیار»شون بشه. الان (اواخر ۲۰۲۵) ابزارهای AI داریم که می‌تونن ۵۰ تا پالت رنگی مختلف برات بسازن، یا با گرفتن یه متن ساده، ۱۰ تا وایرفریم مختلف بهت پیشنهاد بدن. AI کارهای تکراری رو حذف می‌کنه تا طراح بتونه روی «فکر کردن» و «حل مسئله» (که کار اصلی UX هست) تمرکز کنه.

فرق بین UI و UX

۲. طراحی صوتی (VUI – Voice UI) : «الکسا، آهنگ بذار». خب، UI این درخواست کجاست؟ هیچ‌جا! این یه رابط کاربری «صوتی» هست. طراحی VUI یه چالش UX خالصه. «چطور یه گفتگو رو طراحی کنیم که طبیعی باشه؟»، «اگه الکسا حرف کاربر رو اشتباه فهمید، چطور باید عذرخواهی کنه؟».

۳. طراحی فضایی (Spatial Design) برای VR/AR : با اومدن عینک‌های واقعیت ترکیبی مثل Apple Vision Pro، دیگه ما با صفحه دوبعدی کار نداریم. ما داریم تو یه «فضای» سه‌بعدی طراحی می‌کنیم. دکمه‌ها دیگه رو شیشه نیستن، تو هوا شناورن. این یعنی تمام قوانینی که بلد بودیم، داره عوض می‌شه.

۴. طراحی احساسی (Emotional Design) : آینده طراحی، فقط ساختن محصول «قابل استفاده» نیست، ساختن محصول «دوست‌داشتنی» هست. اینکه با دادن یه کد تخفیف ناگهانی، فرستادن یه گیف خنده‌دار موقع یه کار موفق، یا یه انیمیشن کوچولو، به کاربر «حس خوب» بدی.

UI و UX، دو یار جدانشدنی

برگردیم به مثال ماشین. یه ماشین با زیباترین UI دنیا (رنگ متالیک، رینگ اسپرت، چرم اعلا) ولی با UX افتضاح (فرمون سفت، دنده بدجا، شتاب کم)، تهش یه ماشین به درد نخوره که فقط به درد «نگاه کردن» می‌خوره، نه «روندن». از اون طرف، یه ماشین با UX عالی (موتور بی‌صدا، شتاب نرم، فرمون هیدرولیک) ولی با UI فاجعه (رنگ پریده، صندلی پاره، داشبورد پلاستیکی زشت)، شاید راننده‌های حرفه‌ای رو راضی کنه، ولی هیچ‌وقت «فروش» خوبی نمی‌کنه.

موفقیت، در نقطه تلاقی این دوتاست. فرق بین UI و UX در هدف، فرآیند و اسکوپ کارشونه. UI یعنی «ظاهر» و UX یعنی «احساس». هیچ‌کدوم از اون یکی «مهم‌تر» نیست. اونا دو تخصص کاملاً متفاوتن که مثل چسب دوقلو، برای ساختن یه محصول موفق، باید به هم بچسبن و بی‌نقص کار کنن.

اگه تو هم به این دنیای جذاب علاقه‌مندی، باید ببینی قلبت به کدوم سمت می‌کشه؟ آیا تو یه آدم «بصری» هستی که از بازی با رنگ و فونت و انیمیشن لذت می‌بری؟ (برو سراغ UI). یا یه آدم «تحلیل‌گر» و «کنجکاو» هستی که دوست داری رفتار آدما رو مطالعه کنی و مسائل رو حل کنی؟ (برو سراغ UX). یا شاید تو اون «تک‌شاخ» افسانه‌ای هستی که هردوش رو می‌خوای و می‌خوای با ابزاری مثل فلاتر، اون طرح‌های خفن رو به کد تبدیل کنی؟ انتخاب با خودته.

امتیاز شما به مقاله

4.9 / 5. 78

78 رای 4.9
4.9
(78)
قوانین ارسال دیدگاه متوجه شدم
  • برای ثبت نظر، حتما اسم و فامیل خود را به فارسی وارد کنید.
  • حتما ایمیل صحیح را وارد کنید تا در صورت بررسی کارشناسان، پاسخ برای شما ایمیل شود.
  • داخل متن کامنت کدهای برنامه نویسی قرار ندهید.
1 نقد و بررسی‌ها
  • مدیر سایت
    مدیر سایت 25 شهریور 1403

    ویدیوهایی که توی صفحه هست رو خودم خیلی عشق میکنم باهاش

    ( 4 )
+ ارسال دیدگاه به عنوان مهمان دیدگاه ارسال نمایید
سوالات متداول

نابغه‌ها را در   دنبال کنید